السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

21

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

فرمود : إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ [ 1 ] به تحقيق شما به پيامبرى از سلسلهء پيامبران نسبت سستى در نماز و هوسبازى بدنبال پرنده و بجا آوردن عمل شنيع و قتل ، مىدهيد ؟ ! پس او گفت : اى پسر رسول خدا ( ص ) خطيئه داود چه بود ؟ حضرت فرمود : واى بر تو ! داود مىپنداشت كه خداوند هيچ مخلوقى داناتر از او نيافريده است ، پس خداوند بر او دو ملك را مبعوث نمود كه آنها در محراب بر او ظاهر شدند و ( گفتند : ما دو نفر متخاصم هستيم كه بعضى از ما بر بعض ديگر ستم كرده‌اند ، پس تو به حق ميان ما حكم كن و بر ما ستم روا مدار و ما را به راه ميانه و معتدل راهنمايى كن ، همانا اين برادر من نود و نه گوسفند دارد و من فقط يك گوسفند دارم و او مىگويد اين يك گوسفند را هم تحت تكفّل من قرار بده و مرا در خطاب محكوم مىكند [ 2 ] ) پس داود در حكم خود عجله كرد و گفت : او با درخواست اين يك گوسفند تو ستم كرده است ، بدون اينكه از مدّعى بيّنه و شاهد بخواهد ، يا از طرف مقابل بخواهد كه از خود دفاع كند ، پس خطيئه داود اين بود كه حكم عجولانه صادر كرد ، نه آنچه كه شما پنداشته‌ايد مگر قول خداى متعال را نشنيده‌ايد كه فرمود : ( اى داود ما تو را جانشين در زمين قرار داديم ، پس ميان مردم به حق حكم نما [ 3 ] ) . سپس من گفتم : اى پسر رسول خدا ( ص ) پس قصه داود با اورياء چه بوده ؟ آنگاه امام رضا ( ع ) فرمود : در زمان داود رسم بر اين بود كه وقتى همسر زنى از دنيا مىرفت آن زن بعد از او ابدا ازدواج نمىكرد و اوّلين كسى كه خداوند حكم فرمود و مباح نمود كه با زنى كه همسرش فوت شده يا به قتل رسيده ازدواج كند ، داود ( ع ) بود و همين ماجرا در بارهء او رياء رخ داد ( يعنى اورياء كشته شد و به حكم خدا داود با همسرش ازدواج كرد ) و امّا آيه‌اى كه در باره رسول اللَّه ( ص ) گفتى ، همانا خداى عزّ و جل همسران پيامبرش را در اين دنيا و آخرت به پيامبرش شناسانده و آنها ام المؤمنين هستند و يكى از اين زنان زينب دختر جحش بوده كه

--> [ 1 ] همه ما از خدائيم و به سوى او بازمىگرديم ، سوره بقره ، آيه 156 . [ 2 ] سوره ص ، آيه 22 . [ 3 ] سوره ص ، آيه 26 .